
اون لحظه کـــه تــو فکرتم، گــريه امــونم نميده
غم ميشينه رو آينه، گـريه امـــونم نميده
از روزي کـــه نديـدمت، دلتنــگ چشمــاي توام
نمي دونم چه حسيه، بي تاب دستهـــاي توام
تيـک تيــک ساعت اتاق، صــداي قلبتــو داره
گلــدون پشت پنجــره، تــو رو به يــادم مياره
ميپيچه عطر نفسهات تو هر کجاي اين خونه
از دوري و نبودنت، دلــم چـه تنهــا مي مونه
وقتي نباشي پيش مــن قلبم ترک ور ميداره!
يــواش يــواش ميشکنه و اشـک منو در مياره
اون لحظـه کـه تـــو فکرتم، گــريه امــونم نميده
تو اين روزاي بي کسي غم هميشه باهام بوده
(شايان نجاتي)
نوشته هاي ديگران()