شايان نجاتي :: چهارشنبه 31/3/1385 ساعت 9:0 صبح

چه گويم در جوابت واژه اي نيست
لبم خاموش و حرف تازه اي نيست
طپش هاي دلت آهنگ و ساز است
دل پر مهر تو عاشق نواز است
گل ناز مني جونم فدايت
به قربون دو چشمون سياهت
تو روح نازنين و مه لقايي
همه شور و همه شوق و نوايي
((اگر اين واژه ها بر لب روان است))
همه لطف و صفاي دوستان است

نوشته هاي ديگران()