شایان نجاتی :: پنجشنبه 18/11/1386 ساعت 11:33 صبح

وقتی دل شکسته بودم تو رسیدی
از زمـــونه خسته بـــودم تو رسیدی
................................
گفتی تو قلب یه رنگت خونه دارم
هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم
گفتی تـو دنیا فقط تـــو مهــربونی
تا ته جاده عشق باهام می مونی
.................................
دیگه تا یکی شدن چیزی نمونده
اون چشــای ناز تو غم سوزونده
*******
تو رسیدی شب سفر کرد
شب چشمات در بدر کرد
تو رسیدی چو گــــل صبح
عشق تو قلب من اثر کرد
........
(شایان نجاتی)
نوشته های دیگران()