شايان نجاتي :: پنجشنبه 20/2/1386 ساعت 10:18 عصر

سلام بر تمامي دوستان و ياران همراه
بعد از مدتي طولاني
دوباره برگشتم با کوله باري از ترانه پس با من همراه باشيد
يه عمــره که تو راهـــم تو جــــاده خيالت
تو چشم به راه من باش دارم مي آم کنارت
تو ابراي آسمـــون چشماي نازت پيداسـت
من عاشق چشاتم تـوي دلم چه حرفاست
من دربدر تو راهــــم تو تـــوي آسمـــوني
خسته نمي شم هرگـز آخه! تو مهربوني
من تـوي کولـــه بارم پر از گلهـاي ياسه
يک آينــــه صــداقـــت لبريز التمــــاسه
تو تـوي قلب پاکــت بـــوي خدا رو داري
از بس که مهربـوني عشقو واسم مياري


نوشته هاي ديگران()