• وبلاگ : شعر و احساس
  • يادداشت : باران محبت
  • نظرات : 4 خصوصي ، 23 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2      >
     
    سلام.قشنگ نوشتي.اميد وارم در كارت موفق باشي.واسه منم دعا كن.

    وبلاگت زيباست

    حتما مي خونمش

    + سايه 
    باران محبتت بر ما باريدن گرفت افرين به تو كه از دل مينويسي

    به من آرامش ده

    تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغيير دهم

    دليري ده

    تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم

    بينش ده

    تا تفاوت بين اين دو را بدانم

    فهم ده

    تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن

    مطابق ميل من رفتار كنند .

    " جبران خليل جبران

    salam shayan jan...ziba va delneshin mesl hamishe......barani baridam bar oj mohabat

    بگذار هر روز، دليلي باشد در دست
    بگذار هر روز، عشقي باشد در دل
    بگذار هر روز، دليلي باشد براي زندگي

    سلام

    واقعا زيبا بود

    مئفق باشي دوست خوبم

    سلام دوست عزيز .... ممنونتم كه سر زدي ... وبلاگتم كامل خوندم ... جالبه ... اميدوارم كه موفق باشي .... ممنونتم و باي باي
    + حميد رضا 
    با تمام احساس گفته شده بود ولي از كلامات كلاسيك بسيار استفاده شده بود.

    سلام آقاي نجاتي

    يك حسرت داستاني واقعي است از آدمهاي شهرمون كه مي تونه

    جاي هر كسي باشه خوشحال مي شم سري بزني

    من عاشق بارونم وقتي محبت ازش بباره بيشتر دوسش دارم

    تينا

    ghashang bood?ham sher va ham aks

    همچنان...
    هر ترانه
    تالابى است
    از عشق.
    هر ستاره
    تالابى است از زمان.
    زمان بسته در يك گره.
    هرآه
    تالابى است
    از يك فرياد.
    غزل براى عشقى نامنتظره
    هرگز كسى پى نبرد
    به عطر مرموز ماگنوليا درتن تو.
    هرگز كسى نديد
    مرغ ميناى عشق درميان دندان هاى تو.
    در مهتابى ابروانت
    هزار ماديان پارسى خفته اند
    زمانى كه چهار شب تمام
    كمر تو، اين دشمن برف را دربرمى گيرم.
    دو دختر جوان
    لولا
    دخترك زير درخت نارنج
    رخت مى شويد
    سبز چشمانش
    بنفش صدايش
    آى عشق
    زير درخت نارنج پرشكوفه.
    آب قنات جارى است
    سرشار از آفتاب،
    در باغ كوچك زيتون
    پرستويى نغمه سرداده است.
    آى عشق
    زير درخت نارنج پرشكوفه.
    وقتى لولا صابونش را تمام مى كند
    گاوبازان جوان سرمى رسند.
    آى عشق
    زيردرخت نارنج پرشكوفه

    سلام اقا شايان. شعرتون زيبا بود. وقتي حرف از محبت ميشود همه چيز زيباست و آنگاه كه باران محبت مي بارد همه غبارهاي كدورت و دلتنگي و غم از جان شسته مي شود و دل جلا ميگيرد . روح آدمي تازه اي ميشود . به شما براي اين طبع لطيف تبريك ميگويم .
       1   2      >