
يا حق
دل من دير زمانيست كه مي پندارد
دوستي نيز گلي است
مثل نيلوفر وناز
ساقه ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگدل است آن كه روا مي دارد
جان اين ساقه نازك را
دانسته ، بيازارد
در زميني كه ضمير من و توست
از نخستين ديدار
هر سخن ، هر رفتار
دانه هاي است كه مي افشانيم
برگ و باريست كه مي رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش مهر است
گر بدانگونه كه بايست به بار آيد
زندگي را به دل انگيزترين چهره بيارايد
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف
كه تمناي وجودت همه او باشد و بس
بي نيازت سازد از همه چيز و همه كس
******
با آرزوي بهترين ها براي شما